«را»
علامت مفعول بیواسطه یا نشانهی معرفه؟ و یا ...
نشانهی (را) در جمله جایگاه ویژهای برای خود دارد و پس از مفعول صریح مینشیند اما برخی از شاعران و نویسندگان از این قاعده عدول و حتا آن را در یک جمله، دوبار تکرار کردهاند و یا اصولا زمانی که به وجود آن نیازی نبوده به گونهای در عبارات جای دادهاند!
به نمونههای زیر توجه فرماييد:
عبارت اول [او کتاب خود را که خوش خط بود و جلد نفیسی هم داشت را گم کرد]
و:
عبارت دوم [او دوست خود که بسیار نازکدل بود را رنجاند]
و:
عبارت سوم [آن کتاب را که دیروز خریدم؛ مفقود گردید]
و:
عبارت چهارم [آنها مقالهای را نوشتند]
در عبارت اول؛ علامت (را) دو بار تکرار شده، اولی بعد از مفعول صریح و دیگری بعد از فعل "داشت" آمده است!
در عبارت دوم؛ این نشانه باید پس از مفعول صریح (دوست خود) بیاید.
در عبارت سوم؛
نشانهی «را» زائد است، زیرا (آن کتاب) مفعول صریح فعل (خریدن) نیست و فقط فاعل (مفقود گردید) میباشد!
یعنی اگر جملهی معترضه را (که دیروز خریدم) حذف کنیم، آنچه که بهجا میماند، این است:
(آن کتاب را مفقود گردید)
استعمال «را» پس از متمم هم درست نیست. مانند:
(دربان خروج اتومبیل از بیمارستان را ندید)
در اینجا نشانهی «را» میبایست پس از اسم «اتومبیل» بیاید.
یعنی (دربان خروج اتومبیل را ...)
در عبارت چهارم؛
دکتر ابوالحسن نجفی در این زمینه معتقد است [[نشانهی (را) حشو قبیح است. زیرا این نشانه با (ای) نکره، متناقض است و یک کلمه نمیتواند در عین حال هم معرفه باشد و هم نکره!
یعنی؛ برای مثال ما نباید بگوییم (کتابی را خواندم) و از دید این بزرگوار برای نمونه در شعر مولوی: (دید موسی یک شبانی را به راه) «شبانی» نکره است و «را» علامت معرفه است]]
اما در این زمینه سوالهایی وجود دارد! چراکه گمان میرود، دکتر ابوالحسن نجفی دچار اشتباه فاحشی شده باشند! یعنی اینکه دلیل وجود «را» در جملات، متعدی بودن فعل یا وجود اسم مفعول میباشد، نه معرفه بودن اسم و ...
همانطور که میدانید: فعل لازم، فعلی است که نیاز به مفعول نداشته باشد یا بدون مفعول پیام جمله را به پایان رساند! مانند:
شیرین رفت!
و فعل متعدی، فعلی است که به مفعول نیاز داشته باشد یا با وجود مفعول، معنایی را افاده کند! مانند:
شیرین اتومبیل را آورد!
در جملهی زیر نیز به علت «لازم» بودن فعل، «معرفه» بودن اسم بدون وجود «را» کاملا مشهود است!
ساختمان مدرسه ویران شد!
در اینجا (ساختمان مدرسه) معرفه است! آیا در آن نشانهی مفعولی «را» مشاهده میشود که در عین حال نشانهی معرفه نیز باشد؟
حال در جملهی زیر:
بیماری ایدز هزاران نفر را کشته است (چه کسانی را؟)
آیا نشانهی «را» موجب (معرفه شدن) اسم شده است؟
در جملهی زیر:
احمد چه کسی را با خود به شمال میبرد؟
آیا «چه کسی» معرفه است؟
آیا میتوانیم در عبارت اول (ساختمان مدرسه ...) نشانهی «را» بیفزائیم و در عبارت دوم و سوم (بیماری وبا هزاران ...) و (احمد چه کسی ...) نشانهی «را» را حذف کنیم؟
شایان ذکر است، نشانهی «را» همیشه نشانهی مفعول صریح نیست، مانند: (منت خدای را) یعنی: (منت برای خدا) و (بزن آبی بر این آتش خدا را) یعنی: (برای خاطر خدا آبی بر این آتش بزن) و (احمد را گفتم) یعنی: (به احمد گفتم) و (احمد را پرسید) یعنی: (از احمد پرسید)
فضل الله نکولعل آزاد
www.lalazad.blogfa.com
www.fazlollahnekoolalazad.blogfa.com
Www.f-lalazad.blogfa.com
Www.faznekooazad.blogfa.com
Www.nazarhayeadabi.blogfa.com
تهران. دی ماه. ۱۳۷٦